یکشنبه / ۲۴ خرداد / ۱۴۰۵
×
امروز اربعین از خاک ایران آغاز و تا سنگ‌فرش‌های حرم ادامه داشته اما خاتمه نمی‌یابد؛ چراکه گفتن از حق و حقیقت و ایستادگی در برابر ظلم، مادامی که جهان با آخرین نعمت الهی‌اش آرام نشود، پایانی نخواهد داشت.
  • کد نوشته: 4023
  • منبع: نسیم محلات
  • ۳۱ تیر
  • 73 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«نسیم محلات»، فعال فرهنگی ،فاطمه قلی‌زاده در رابطه با جنگ ۱۲ روزه در یادداشتی نوشت:هنوز سیاهی شب جای خود را به سپیدی صبح نداده بود که آسمان مثل روز روشن شد؛ آتش کینه و خشم رژیمی منفور بر جان مردمان بی‌گناه افتاد.

    خون‌ها بر زمین جاری شد و پیکرهای پاک آرمیده در هر گوشه از این خاک، راهنمایی شد برای نشان دادن چهره واقعی رژیم ضدانسانی و پلید اسرائیل.

    روزها، ماه‌ها و شاید سال‌ها بود که روز‌هایشان با نقشه پیروزی و شب‌‌هایشان با خواب پیروزی، سپری می‌شد.

    در خیال خامِ خاخام‌های صهیونیست، تنها یک چیز می‌گذشت؛ غلبه بر ایران!

    همین سرابِ آرزوها بود که آن‌ها را به حمله واداشت، حمله‌ای که در آن به جای ایران خودشان راغرق کرد.

    وقتی صدای موشک‌های بی‌رحم صهیون، سکوت شب را درهم شکست، وقتی آتش کینه و خشم دشمن، آرامشِ کاشانه‌های خانواده‌های ایرانی را سوزاند، وقتی خاکِ پاکِ مام میهن از خون‌ فرزندانش لاله‌گون شد، همانجا بود که جشن پوریم صهیونیست به عزا تبدیل شد و محاسبات‌ کورشان بازهم غلط از آب درآمد.

    اما چگونه آن‌ها در آتش خود سوختند؟

    آن‌ها می خواستند با صدای موشک‌ها، صدای حق را خاموش کنند اما از صبح همان روز فغان انتقام‌جویی در برابر ظلم با *یاحسین‌ها* عطرآگین و از جای‌جای ایران به تمام جهان رسید و گوش فلک را پر کرد.

    آن‌ها می‌خواستند با آوار، دل مردمان ایران زمین را ویران کنند اما نمی‌دانستند در برابر ایمان مردمانی که از کودکی با ذکر *یا علی* قدم از قدم برداشته‌اند و مدد گرفته‌اند، طرف خواهند بود.

    آن‌ها می‌خواستند همچون صفت خون‌خوارشان با ریختن خون پاکان، یک ایران در مقابل‌شان زانو بزند اما نمیدانستند که ملت ایران با ریختن همین خون‌ها بیدارتر خواهد شد؛ همان‌هایی که با لالایی طفل شیر خواره شهید، شب‌ها چشم بر هم گذاشتند حال چگونه می‌توانند چشم بر این جنایت ببندند؟

    در سال ۱۴۰۴ و بعد از قریب به ۱۴۰۰ سال، شمرهای زمانه بازهم پای کار آمدند؛ خون شیرخواره‌ ریختند، سردار به شهادت رساندند، خانه‌ها را به آتش کشیدند، دختر از پدر جدا کردند، ترس در دل زنان ایجاد کردند و…

    اما شکست خوردند آن‌هم نه تنها در برابر سجیل‌هایی که بر سرشان فرود آمد بلکه در برابر دستان متحدی که چنان به یکدیگر گره خورده بود که دست ناپاک هیچ منحوسی توان باز کردن آن‌ها را نداشت، در برابر فریادهای انتقام جویانه‌ و برحقی که صدایش از زنگ آژیرهای ۱۲ روزه سرزمین‌های غصبی بلندتر بود.

    این دست‌ها همان دستانی بودند که برای مظلومیت *حسین* به سینه زده می‌شدند، این صداها همان صداهایی بودند که با ذکر *حسین* خوش نواتر می‌شدند.

    حال چگونه می‌شود در برابر ملتی ایستاد که ۱۴۰۰ سال است، روزها درس مقاومت خوانده و شب‌ها مشق شهادت نوشته است؟

    آن‌هم ملتی که می‌داند عاشورا یعنی ایستادگی در برابر ظلم، حتی به قیمت تمام شدن جان!

    آن‌ها نمیدانستند که این جنایت تنها یک حمله نظامی نبود بلکه آزمون الهی بود که مردان را از نامردان جدا کرد، دل‌های مجنون وطن را در داخل و خارج‌ از خطوط جغرافیایی به هم نزدیک‌تر کرد و حماسه‌ای رقم زد که گفتن از آن تا قرن‌ها تازگی دارد.

    آن‌ها خواستند عید غدیر را قربان کنند اما ملت عاشوراپرور ایران، لباس رزم و بزم خود را یکی و در برابر ظلم، سینه سپر کرد همان سینه‌ای که داغ *حسین* را در خود می‌پروراند.

    اما امروز همان مردمان حسینی‌تبار پیروز میدان جنگ، بار بزرگی را بر دوش می‌کشند. آن‌ها خطوط مقاومت و ظلم‌ستیزی به جای مانده از عاشورا را با حماسه اربعین پر‌رنگ‌تر خواهند کرد.

    آن‌ها این‌بارحسینی‌وارتر از همیشه، اربعین دیگری را روایت خواهند کرد تا با روشن‌سازی آن، سایه ظلمی را که بر سر بی‌گناهان جهان افتاده از میان بردارند.

    آن‌ها درس روایتگری را از بانویی آموخته‌اند که نفس‌هایش را پیش چشمانش گرفتند اما نه‌تنها نفسش به شماره نیفتاد بلکه، نَفَسِ دشمنی با نفسِ شیطانی را با صلابت و صبر خود از میان برد.

    همان شاگردان مکتب مقاومت حسینی، بازهم با اتحاد و انسجام خود درس مقاومت‌شان را به خوبی پس دادند و یک جهان را در برابر این نتیجه این امتحان، شگفت زده کردند تا در حافظه تاریخ ثبت شود: ملتی که حسین را دارد، هیچ‌وقت تنها نیست.

    امروز اربعین از خاک ایران آغاز و تا سنگ‌فرش‌های حرم ادامه داشته اما خاتمه نمی‌یابد؛ چراکه گفتن از حق و حقیقت و ایستادگی در برابر ظلم، مادامی که جهان با آخرین نعمت الهی‌اش آرام نشود، پایانی نخواهد داشت.

    صداها تمام شد، غبار آوار از آسمان محو شد، لاله‌ها در خاک آرمیدند، جنگ به ظاهر تمام شد و زندگی معمولی جریان دارد اما پایان این جنگ آغاز فصل انسجام ملت بود، آغاز مقاومت حسینی‌گونه دیگر، آغاز عاشورای فراموش نشدنی دیگر آن‌هم در کربلای ایران و آغاز اربعینی دیگر که حقیقت‌طلبان را با خود در مسیری درست همراه خواهد کرد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *