یکشنبه / ۲۴ خرداد / ۱۴۰۵
×
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ تنها یک جابه‌جایی قدرت نبود؛بلکه نقطه پایان آرمان‌های مشروطه و آغاز دوره‌ای از تمرکز قدرت و نفوذ بیگانه در ایران بود ؛ تحولی که با صعود رضاخان و نقش‌آفرینی قدرت‌های بیگانه، مسیر سیاست ایرانی را برای دهه‌ها تغییر داد.
  • کد نوشته: 8242
  • منبع: نسیم محلات
  • ۳ اسفند
  • 28 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«نسیم محلات»،کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به رهبری رضاخان (رضاخان میرپنج) و با همراهی سید ضیاءالدین طباطبایی در شرایطی رخ داد که ایرانِ تحت سلطنت احمدشاه قاجار با بحران‌های عمیق سیاسی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. نیروهای قزاق با ورود به تهران، مراکز حساس را تصرف کردند و عملاً ساختار قدرت را در اختیار گرفتند؛ رخدادی که به سرعت معادلات سیاسی کشور را تغییر داد.

    اگرچه حامیان کودتا آن را تلاشی برای برقراری نظم و پایان دادن به هرج‌ومرج معرفی می‌کردند، اما این رویداد به تضعیف نهادهای برآمده از انقلاب مشروطه و تمرکز بی‌سابقه قدرت در دست یک فرد انجامید. در سال‌های پس از کودتا، با قدرت‌گیری تدریجی رضاخان و کنار رفتن نیروهای سیاسی مستقل، فضای سیاسی کشور محدودتر شد و زمینه برای شکل‌گیری حکومتی دیگر فراهم آمد؛ مسیری که سرانجام به انقراض قاجار و استقرار سلطنت پهلوی انجامید.

    در کنار تحولات داخلی، نقش و منافع قدرت‌های خارجی نیز در تحلیل این رویداد پررنگ است. پس از انقلاب روسیه و عقب‌نشینی نیروهای تزاری، بریتانیا تلاش داشت نفوذ خود را در ایران تثبیت کند. نقش ژنرال انگلیسی ادموند آیرونساید در تقویت جایگاه رضاخان در بریگاد قزاق قابل توجه است؛ کودتای ۱۲۹۹ تنها یک تحول داخلی نبود، بلکه در بستر رقابت‌های استعماری و مداخلات خارجی شکل گرفت.

    کودتای ۱۲۹۹ سرآغاز دوره‌ای تازه از استبداد در ایران است؛ دوره‌ای که با تمرکز بی‌سابقه قدرت در دست رضاخان، تضعیف نهادهای مشروطه و محدود شدن فعالیت احزاب و مطبوعات همراه شد، روندی که با شعار برقراری نظم و امنیت آغاز شد، در عمل به تثبیت حکومتی مستبد انجامید که بخش مهمی از دستاوردهای انقلاب مشروطه را به حاشیه راند.

    از سوی دیگر، نقش و نفوذ قدرت‌های خارجی به‌ویژه انگلستان در تحولات آن مقطع، این رویداد را به نمادی از مداخله بیگانگان در سرنوشت سیاسی ایران بدل کرده است. هم‌زمانی کودتا با منافع راهبردی بریتانیا در منطقه و حمایت برخی چهره‌های نظامی انگلیسی از صعود رضاخان، این برداشت را تقویت کرده که کودتای سوم اسفند، علاوه بر پیامدهای داخلی، حلقه‌ای از زنجیره رقابت و نفوذ خارجی در ایرانِ دوران قاجار بوده است.

    بیش از یک قرن پس از آن واقعه، کودتای سوم اسفند همچنان، نقطه عطفی در آغاز استبداد مدرن در ایران و نمونه‌ای از تأثیرگذاری قدرت‌های بیگانه بر تحولات سیاسی کشور به شمار می‌رود؛ رخدادی که آثار آن بر ساختار سیاست و حاکمیت ایران، سال‌ها تداوم یافت.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *