به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«نسیم محلات»،جنبش مشروطه ایران، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور بود که در آغاز قرن بیستم، ساختار سنتی سلطنت مطلقه را به چالش کشید و زمینهساز پیدایش حکومت قانونمدار شد. این جنبش نهتنها خواهان محدود کردن قدرت شاه بود، بلکه تلاش داشت اصولی چون عدالت، آزادی، و مشارکت مردمی را نهادینه کند.
در دوران سلطنت ناصرالدینشاه، ایران با بحرانهای اقتصادی، فساد گسترده، و نفوذ روزافزون قدرتهای خارجی مانند روسیه و بریتانیا مواجه بود. امتیازهای اقتصادی به بیگانگان، مانند امتیاز تنباکو، موجب نارضایتی شدید مردم شد. روشنفکران، روحانیون، و بازرگانان که با مظاهر تمدن غربی آشنا شده بودند، خواهان اصلاحات و تأسیس عدالتخانه شدند. نخستین جرقه سیاسی جنبش مشروطه در سال ۱۲۸۴ خورشیدی زده شد، زمانی که علاءالدوله، حاکم تهران، چند تن از تاجران را بهخاطر گرانی قند فلک کرد. این اقدام موجب اعتراضات گستردهای شد که به رهبری دو مجتهد برجسته، سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، شکل گرفت.
اعتراضات مردمی، بستنشینیها، و مهاجرت روحانیون به قم، در نهایت مظفرالدینشاه را وادار کرد تا در سال ۱۲۸۵ فرمان مشروطیت را صادر کند. این فرمان منجر به تشکیل مجلس شورای ملی و تدوین قانون اساسی مشروطه شد. قانون اساسی جدید، قدرت شاه را محدود کرد و اصولی چون تفکیک قوا، آزادی بیان، و حقوق ملت را به رسمیت شناخت.
اما این پیروزی دوام نیاورد. محمدعلیشاه، جانشین مظفرالدینشاه، با حمایت روسیه، در دوم تیر ۱۲۸۷ مجلس را به توپ بست و بسیاری از مشروطهخواهان را دستگیر یا اعدام کرد. این اقدام با مقاومت گستردهای در تبریز، گیلان، و اصفهان مواجه شد. ستارخان و باقرخان در تبریز، سردار اسعد بختیاری در اصفهان، و یپرمخان در تهران، از جمله رهبران این مقاومت بودند. در نهایت، محمدعلیشاه در مرداد ۱۲۸۸ از سلطنت خلع شد و مشروطهخواهان پیروز شدند.
با وجود این پیروزی، اختلافات داخلی، نفوذ بیگانگان، و بازگشت تدریجی استبداد، مانع تحقق کامل آرمانهای مشروطه شد. برخی روحانیون مانند شیخ فضلالله نوری، از علمای برجسته تهران، ابتدا از مشروطه حمایت کرد، اما با مشاهده انحرافات فکری و نفوذ عناصر غربگرا، به مخالفت با مشروطهی غیرمشروعه پرداخت.
او خواهان مشروطه مشروعه بود؛ یعنی قانونی که در چارچوب شریعت اسلامی تنظیم شود و نظارت علما را بر قوانین تضمین کند.
پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی، شیخ فضلالله دستگیر شد.
در دادگاهی که بسیاری آن را فاقد مشروعیت شرعی و قانونی میدانند، به اتهام مخالفت با مشروطه محکوم شد.
در روز ۱۳ رجب، برابر با ۳۱ تیر ۱۲۸۸، در میدان توپخانه تهران، بر فراز دار رفت؛ در حالی که قرآن در دست داشت و با آرامش و ایمان، شهادت را پذیرفت.
شهادت او موجی از اندوه و تأمل در میان مردم و علما ایجاد کرد.
بسیاری از علما، از جمله آیتالله سید محمدکاظم یزدی، از نحوه برخورد با شیخ فضلالله انتقاد کردند.
بعدها، شخصیتهایی چون امام خمینی(ره)و رهبرمعظم انقلاب، از شیخ فضلالله به عنوان شهید راه دین و استقلال یاد کردند.
اندیشهی مشروطه مشروعه، هرچند در آن زمان مغلوب شد، اما در شکلگیری نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی تأثیرگذار بود.
شیخ فضلالله نماد مقاومت در برابر تحریف دین و تسلیم در برابر غربزدگی شد.
دیدگاهتان را بنویسید