استاد حوزه ادبیات و زبان فارسی،دکتر تورج بخشایشی در گفتگو با خبرنگار «نسیم محلات» بااشاره به اهمیت اسناد ملی و میراث مکتوب اظهار کرد:میراث مکتوب، ستون فقرات و استخوانبندیِ هویت فرهنگی و ملی کشور عزیزمان ایران است. در طول قرنها، این میراث همچون حلقهی زنجیری توانسته پیوند میان نسلها و دورههای مختلف تاریخی را حفظ کند و ارزشهای فکری، فرهنگی، اخلاقی و زیباییشناختی ایرانیان را به نسلهای بعد منتقل سازد.
وی ادامه داد:آثار مکتوب نه تنها روایتگر تاریخ و فرهنگ ما هستند؛ بلکه ذهنیت و شیوهی تفکر ایرانی را نیز شکل داده و به نمایش میگذارند.
وی افزود:درواقع اگر بخواهیم بدانیم ایرانی بودن یعنی چه، باید به متون کهن خود بنگریم؛ از شاهنامهی فردوسی گرفته تا گلستان سعدی و مثنوی معنوی مولانا و آثار ارزندهی بیشماری که به ما رسیدهاند.
بخشایشی با اشاره به تفاوت های میراث شفاهی و مکتوب تصریح کرد:میراث شفاهی، روح زنده و پویای فرهنگ یک جامعه است؛ درحالی که میراث مکتوب نگهبان استوار و حافظ آن است. ادبیات شفاهی، انعطاف و پویایی دارد؛ به نحوی که در آن روایتها تغییر میکنند و با زندگی مردم بروزرسانی میشوند.
وی توضیح داد: میراث مکتوب، ثبات و دقت را به همراه دارد؛ زیرا آنچه نوشته میشود از دستبرد زمان و تحریف دیگران تا حدی در امان میماند. درواقع میراث مکتوب و شفاهی دو بال یک پرندهاند که وجود هرکدام برای فرهنگ یک ملت لازم و ضروری است.
استاد حوزه ادبیات و زبان فارسی عنوان کرد:بدون شناخت گذشته، هیچ ملتی نمیتواند آیندهای آگاهانه و مسئولانه بسازد، اسناد تاریخی به ما نشان میدهند که چگونه زیستهایم، چگونه اندیشیدهایم، از چه مسیرهایی عبور کردهایم و چه نتایجی به دست آوردهایم.
وی افزود: در جهانی که هویتها در معرض فراموشی، یکسانسازی و ازخودبیگانگی فرهنگیاند، بازخوانی و احیای اسناد تاریخی نوعی بازسازی خودآگاهی ملی است و به همین خاطر است که بزرگان ما همیشه توصیه به کتابخوانی و یادگیری میراث مکتوب گذشتگان کردهاند.
استاد ادبیات و زبان فارسی یادآور شد:شاهنامهی فردوسی مهمترین نمونهی میراث مکتوب ملی است، زیرا شناسنامهی تاریخی و فرهنگی ایران به شمار میآید. شاهنامه درواقع گنجینهای از اسطوره، فرهنگ، اخلاق، تاریخ، جغرافیا و حکمت است.
وی تاکید کرد:آثاری چون گلستان و بوستان سعدی، دیوان حافظ، مثنوی معنوی مولانا، کلیله و دمنه، تاریخ بیهقی و بینهایت اثر پرمغز که در زبان فارسی نگاشته شدهاند نیز از ارکان این میراثاند. هر یک از این آثار بخشی از جهانبینی ایرانی را نمایندگی میکنند و در کنار هم تصویر کاملی از روح و خرد ایرانی ارائه میدهند.
بخشایشی با اشاره به چالشهای موجود درمسیر حفظ و معرفی میراث مکتوب تصریح کرد:مهمترین چالش موجود، فرسودگی منابع و کمبود امکانات برای مرمت و دیجیتالیسازی نسخهها میباشد، از سوی دیگر، فاصلهی روزافزون نسل جوان با متون کهن نیز نگرانکننده است.
وی افزود: زبان دشوار و حوصلهی کم نسل جوان امروزی نیز موجب میشود که آثار کلاسیک در میان عموم خوانندگان کمتر خوانده شوند،همچنین نبود همکاری جامع و علمی میان نهادهای فرهنگی، دانشگاهها و مراکز پژوهشی مانع از یک برنامهی ملی و منسجم در این زمینه شده است.
بخشایشی در پایان خاطرنشان کرد:میراث مکتوب فقط یادگار گذشته نیست؛ گنجینهای است که میتواند در ساختن آینده نیز نقشآفرین باشد. اگر بتوانیم این آثار را به نسل امروز بشناسانیم، نه تنها با تاریخ و فرهنگ خود آشنا میشوند، بلکه در پرتو آن، مسیر تازهای برای اندیشه، خلاقیت و فرهنگسازی پیدا میکنند.
دیدگاهتان را بنویسید