به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«نسیم محلات»،صبح روز دوم محرم سال ۶۱ هجری، کاروان امام حسین(ع) همچنان تحت مراقبت نیروهای حر بن یزید ریاحی در حرکت بود.
در میانهٔ راه، پیک تازهای از سوی عبیدالله بن زیاد رسید. او نامهای برای حر آورده بود. مضمون دستور روشن بود: حسین را در جایی فرود آور که نه پناهگاهی داشته باشد، نه آبادیای در کنار آن باشد و نه راه گریزی برایش باقی بماند.
پس از دریافت این فرمان، حر مسیر حرکت کاروان را متوقف کرد.
کاروان به سرزمینی رسید که بعدها نامش برای همیشه در تاریخ ماندگار شد؛ کربلا.
در منابع کهن نقل شده است که امام از نام آن سرزمین پرسید. پاسخ دادند: «کربلا». با شنیدن نام آنجا فرمود:
«اللهم إنی أعوذ بک من الکرب والبلاء»
«خدایا از اندوه و بلا به تو پناه میبرم.»
سپس فرمود:
«اینجا محل فرود ماست، اینجا جای ریختهشدن خون ماست و اینجا محل دفن ما خواهد بود.»
کاروان در همان روز خیمهها را برپا کرد. زنان و کودکان از مرکبها پیاده شدند. مردان مشغول برپایی اردوگاه شدند و در کنار آنان سپاه حر نیز اردو زد.
در سوی دیگر، کوفه آرامآرام در حال تجمیع نیرو بود. عبیدالله بن زیاد میخواست پیش از آنکه شرایط از کنترل خارج شود، همهٔ راههای ممکن را ببندد. فرمان اعزام نیروهای بیشتر یکی پس از دیگری صادر میشد.
غروب دوم محرم فرا رسید. خیمهها در سکوت دشت برپا بود. کودکان در میان خانوادههایشان استراحت میکردند و مردان درباره آیندهای سخن میگفتند که هر ساعت روشنتر میشد.
اکنون کاروان به مقصدی رسیده بود که دیگر ترک آن ممکن نبود.
دیدگاهتان را بنویسید