پنجشنبه / ۲۸ خرداد / ۱۴۰۵
×
فرارسیدن سالروز بعثت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلوات‌الله‌علیه‌‌وآله مبارک باد.
  • کد نوشته: 7593
  • منبع: دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای
  • ۲۷ دی
  • 16 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • ای جامه بر سر کشیده؛

    برخیز!…

    …روز با روح شیری خویش، در کار دمیدن در کالبد رخوت‌زده‌ی شهر بود. تاریکی نرم‌نرم واپس می‌نشست و روشنایی پیش می‌خزید. سیاهی رنگ می‌باخت و هر دَم نازکتر می‌گشت، و سپیدی بر آن چیرگی می‌یافت…

    به حیاط اندر، خنکای سپیده دم واپسین روزهای پاییز که از جانب صحرا در زیر پوست شهر می‌دوید، لرزه بر تن گنجشکان می‌افکند. در زیر آن روی‌اندازهای کلفت اما، گرمایی دلچسب تن پیامبر را در بر گرفته بود.

    پیامبر، غوطه‌ور در میانه‌ی خواب و بیداری، ناگاه چندی، صدایی چونان کشیده شدن آهن بر آهن شنید.

    ای جامه بر سر کشیده،

    برخیز!

    صدا، بیگانه و هم آشنا می‌نمود. نرم و هموار. چونان زمزمه‌ی ملایم نسیم که در میان برگهای نخلی پیچد، یا آواز خیال‌انگیز جویباری که از میانه‌ی قلوه‌سنگ‌هایی کوچک، در دشتی ساکت راه گشاید و پیش رود. لیک در بُن آن، صلابتی پدرانه بود: آمیزه‌ی مهر و نرمی و قدرت. نه از جنس صدای آدمیان. زلال و شفاف، چونان بلوری روشن و بی‌حباب. بُرنده و با نفوذ، بر مثال شمشیر آب داده‌ی شامی.

    ای جامه بر سر کشیده،

    برخیز!

    آه… چگونه از یاد برده بود…! این، همان صدای فرشته‌ی دوشین بود که در غار حرا و از پس آن، در افقهایِ آسمان صحرا بر او آشکار گشته بود. این، صدای جبریل بود!

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *